معنی انتظار را اصلا از چنار کنار جاده بپرس درد رفتن از این حوالی را از دل عابر پیاده بپرس
آه! از بادهای طوفانی که درختان چقدر میشکننددرد و رنج شکستگی را از شاخههایی که افتاده بپرس
درمن حرفی برای گفتن نیست، گله از روزگار بسیار است علتش را برو از آنی که درد را در دلم نهاده بپرس!
از زمینی که خشک و سوزان است معنی آب را چه میپرسیاز زمینی که غرق باران است از تنش سبزههای زاده بپرس
من چه میفهمم از عذاب و ثواب، از خداوند و حکمت و کارش من نمیدانم این سوال تورا، لطف کن یک سوال ساده بپرس
ساده یعنی که من همین هستم با قلم، دفتر و دوتا واژه *زندگی را ورق زدم تاحال، زنده در گوری ام زیاده، بپرس!
*مرگ و زندگی
" مژگان فرامنش"
برچسب:
نویسنده: کیانوش احمدی
تاريخ: يکشنبه
19 آذر
1396 ساعت: 21:41